تبلیغات
غریب آشنا

غریب آشنا

:[به نام خدا , ]

زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
که نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد
و در این حسی است
که من آن را با ادراک ماه و دریافت
ظلمت خواهم آمیخت
در اتاقی که به اندازه یک تنهایی است
دل من
که به اندازه یک عشق است
به بهانه ساده خوشبختی خود می نگرد
به زوالزیبایی گل ها در گلدان
به نهالی که تو در باغچه خانه مان کاشتی
و به آواز قناری ها
که به اندازه یک پنجره می خواند
-----------
هی گنه کرده و گفتیم خدا می بخشد
عذر آورده و گفتیم خدا می بخشد
بخششی هست ولی قهر و عذابی هم هست
آی مردم بخدا روز حسابی هم هست
اینکه از شیعه بجز نام چیزی ندانیم بد است
و نمک گیر چنین سفره بمانیم بد است
آی هشدار دمی قافله را گم نکنیم
تا که امکان وضو هست تیمم نکنیم

نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین 1385 و 03:04 ق.ظ توسط mohammad

ویرایش شده در - و -